عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
5
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
ابنيهء متعدّده بنا و غالب بلاد فارس را احداث نمود . خصوصا در تحبيب اخيار و دفع اشرار جهد وافى مبذول داشت همچنين بر ابليس فائق گشته به نحوى او را مقهور ساخت كه توانست بر او سوار و بدان وسيله تمام نقاط روى زمين را اعم از دور و نزديك ملاحظه كند و ايرانيان او را در كتب و قصور و كتيبههاى منقور در سنگ سوار بر ابليس نشان دادهاند و شاعرى سلطان ممدوح خود را كه بر فيلى سوار بوده به دو تشبيه كرده گفته است : يا ليت ملكي أصبحت * له المعالي خيسا و راكبا من فيله * مستشرفا نفيسا كأنه طهمورث * لمّا امتطي إبليسا لا زلت للدّين و للدنيا معا أنيسا « 1 » و بعضى از مفسّرين چنين تصوّر كردهاند كه مقصود از نمايش طهمورث بر پشت ابليس كنايه از مقهور ساختن اوست . و نيز گفتهاند كسى كه خطّ پهلوى را به كار برد طهمورث بوده و مسعودى در مزدوجهء فارسى خود بناى قهندز « 2 » مرو را به او نسبت داده است و اختلافى كه در خصوص مدّت سلطنت اين پادشاه ذكر كردهاند در باب سلطنت هيچ پادشاهى نشنيدهام چه بسيارى از كتب مدّت سلطنت طهمورث راسى سال و برخى ديگر هزار سال ضبط كردهاند كه خداى تعالى داند و بس . سلطنت جمشيد از اولاد هوشنگ جمشيد را كه بوجه اختصار جم ناميدهاند بعضى با سليمان بن داود يكى دانستهاند و ليكن اين محال و كذب محض است چرا كه اين دو پادشاه برحسب زمان
--> ( 1 ) ميخواهم آنچنان سلطان مرا عظمت قرين باشد كه شير را آشيان او قرين است تا بر پشت فيلى كه مركوب مجلل اوست بنشيند همچنان طهمورث بر پشت ابليس آيا ممكن است تو هميشه حامى دين و مملكت باشى ! ( 2 ) كهندز .